داستان راه اندازی کسب و کار – دختر گل فروش
از پشت میزنشینی تا درآمد میلیاردی از گل فروشی! داستان دختر ۲۷ سالهای که ریسک کرد و برد.
همه ما یه وقتایی تو زندگی به این فکر کردیم که: «آخه این چه وضعیه؟ تا کی باید از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر بشینم پشت این میز و برای بقیه کار کنم؟» اکثر ما فقط در حد فکر نگهش میداریم، اما «کالین مککارتی» این فکر رو واقعاً عملی کرد!
داستان از کجا شروع شد؟ کالین سال ۲۰۲۰، دقیقاً وسط بلبشوی کرونا درسش تموم شد. تصورش رو بکنید؛ دنیا بهم ریخته، هیچجا کار نیست و تو تازه فارغالتحصیل شدی. کالین بعد از کلی دوندگی، توی یه شرکت خوب به اسم “The Knot” یه شغل اداری تو بخش مارکتینگ پیدا کرد. حقوقش بد نبود، جاش امن بود، اما ته دلش راضی نبود. انگار یه چیزی کم بود؛ اون دلش میخواست با دستای خودش یه چیزی خلق کنه، نه اینکه فقط پشت مانیتور بشینه.
عشق به گلها و یه شروع یواشکی از سال ۲۰۲۲، کالین شروع کرد به گلآرایی. اولش فقط برای دل خودش و گاهی هم برای تولد رفیق و رفقا یا مراسمهای کوچیک فامیلی. ولی خب، سلیقهش حرف نداشت! طرحهایی که میزد با بقیه فرق داشت. کمکم اسمش سر زبونها افتاد و کارش از یه سرگرمی ساده که بعد از ساعت کاری انجام میداد، تبدیل شد به یه بیزنس جدی.
وقتی سلبریتیها مشتریت میشن! بمب اصلی زمانی ترکید که پای آدمحسابیها به کارش باز شد. فکرش رو بکن، یهو بهت زنگ بزنن بگن «سابرینا کارپنتر» یا «کیتی پری» برای فلان مراسم یا کنسرتشون از گلهای تو میخوان! همینجا بود که کالین فهمید دیگه وقتشه دل رو بزنه به دریا.
خداحافظی با حقوق ثابت و سلام به رویاها کالین یه تصمیم شجاعانه (و البته یه کم ترسناک) گرفت: استعفا داد! اونم از یه شغل با کلاس و حقوق تضمین شده. نشست تو خونه و تمام وقتش رو گذاشت روی برند خودش. نتیجهش چی شد؟ امسال درآمدش از مرز ۶ رقم (دلار) گذشت! یعنی بالای ۱۰۰ هزار دلار در سال.
حرف حساب کالین چیه؟ کالین میگه: «ببین، وقتی برای خودت کار میکنی، شاید ساعتهای بیشتری بیدار باشی و خسته بشی، اما فرقش اینه که داری برای آرزوهای خودت جون میکنی، نه برای پر کردن جیب رئیس شرکت!»
او چند تا توصیه هم برای کسایی که مثل خودش فکر میکنن داره:
۱. نترس و یاد بگیر: کالین کلاس خاصی نرفته بود، خودش با تمرین و تکرار یاد گرفت چطوری بهترین باشه.
۲. اینستاگرام رو دستکم نگیر: اون از فضای مجازی برای نشون دادن هنر خاصش استفاده کرد و همونجا بود که مشتریهای کلهگنده پیداش کردن.
۳. عاقلانه ریسک کن: کالین تا وقتی که مطمئن نشد بیزنسش میتونه پول دربیاره، از کار اصلیش استعفا نداد. یعنی جوگیر نشد!
حرف آخر: داستان کالین به ما نشون میده که هیچوقت برای شروع دیر نیست. مهم نیست اوضاع اقتصادی چطوره یا بقیه چی میگن؛ اگه یه هنری داری که بهش ایمان داری و حاضری براش وقت بذاری، مطمئن باش بازار منتظرته.



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.